معانی کلمه : کره نای
لغت نامه دهخدا
کره نای. [ ک َرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کرنای. شیپور. بوق. ( یادداشت مؤلف ). کارنا. کرنا. ( فرهنگ فارسی معین ) :
برآمد خروشیدن کرنای
دم نای سرغین و هندی درای.رجوع به کرنا و شیپور شود.
برآمد خروشیدن کرنای
دم نای سرغین و هندی درای.رجوع به کرنا و شیپور شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کرنا : [ بر آمد خروشیدن کره نای دم نای سرغین و هندی درای ] .
کرنای . شیپور .بوق
کرنای . شیپور .بوق
دانشنامه عمومی
[کَ ر رِ/رَ] کرنای، کرنا؛ بوق جنگی. نوعی ساز بزرگ، مانند شیپور، که به ویژه در جنگ ها و برای خبر کردن مردم در آن می دمیدند.
