کرنای. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) آلت شنیدن کران. ( یادداشت مؤلف ). || کرنا. نای بزرگ که آن را می نوازند و این مبدل به خرنای است و خربمعنی بزرگ و کلان بسیار مستعمل است. ( آنندراج ). نوعی از نفیر. ( ناظم الاطباء ). شیپور. بوق. بوق جنگی. ( لغت شاهنامه ) : برفتند نزدیک پرده سرای برآمد خروشیدن کرنای.فردوسی.سوی میمنه طوس نوذر بپای دل کوه پرناله کرنای.فردوسی.سپهدار ایران بزد کرنای سپاه اندرآورد و بگرفت جای.فر...
فرهنگ فارسی
( اسم ) کرنا : [ خروش آمد و نال. کرنای برفتند گردان لشکر ز جای ] . آلت شنیدن کران . یا کرنا .بوق . شیپور
دانشنامه عمومی
[کَ ر رِ/رَ] کره نای، کرنا؛ بوق جنگی. نوعی ساز بزرگ، مانند شیپور، که به ویژه در جنگ ها و برای خبر کردن مردم در آن می دمیدند.