Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کره براوردن

تلفظ بین المللی : /kˈoreː berˈɑvradˌan/ تلفظ :‌ [k'oRe: beR'AvRad,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کره برآوردن
  • کره
  • کَرَه
  • کِرَّه
  • کره اسب
  • کره بستن
  • کره بعد اخری
  • کره تاز
  • کره تن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( کره برآوردن ) کره برآوردن. [ ک َ رَ / رِ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کره بستن.کره گرفتن. کره زدن. اور زدن. کپک زدن. اور گرفتن. سفیدک زدن : کرج الخبز کرجاً؛ تباه گردید نان و کره برآورد. ( منتهی الارب ). اکراج ؛ تباه شدن نان و کره برآوردن. ( منتهی الارب ). رجوع به کره گرفتن و کره شود.

فرهنگ فارسی

( کره بر آوردن ) کره بستن . کره گرفتن

کلمات مرتبط

  • کره برآوردن
  • کره
  • کَرَه
  • کِرَّه
  • کره اسب
  • کره بستن
  • کره بعد اخری
  • کره تاز
  • کره تن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات