کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کرمند | کلماتور
معانی کلمه : کرمند
تلفظ بین المللی :
/kˈarmand/
تلفظ :
[k'aRmand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
کرمندار
شرکت به کارمند
قضیۀ کرانداری وارون
کارمند
کارمندی
کرامند
کرقند
کرمناک
کرمناک شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
کرمند. [ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) شتاب. ( جهانگیری ) . || شتاب کار. ( فرهنگ اسدی ) ( برهان ) ( صحاح الفرس ) ( ناظم الاطباء ). تند و تیز. ( جهانگیری ) ( برهان ).سخت. ( جهانگیری ). چالاک. ( ناظم الاطباء ) : مکن امید دور و آز درازگردش چرخ بین چه کرمند است.خسروی.|| تعجیل و شتاب کاری را نیز گویند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). عجله. ( ناظم الاطباء ) ....
فرهنگ عمید
تندوتیز، شتاب کار، چست وچالاک: مکن امید دور و آز دراز / گردش چرخ بین چه کرمند است (خسروی: شاعران بی دیوان: ۱۷۳ ).
فرهنگ معین
(کَ مَ ) (ص مر. ) شتابکار، تند، تیز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) شتابکار تند و تیز : [ مکن اومید دور و آز دراز گردش چرخ بین چه کرمند است ] . ( خسروی )
دانشنامه عمومی
شهر کرمند (به مجاری: Körmend) در واش در کشور مجارستان واقع شده است. جمعیت این شهر ۱۲٫۱۸۶ نفر است.
مجارستان
فهرست شهرهای مجارستان
wiki:
کرمند
کلمات مرتبط
کرمندار
شرکت به کارمند
قضیۀ کرانداری وارون
کارمند
کارمندی
کرامند
کرقند
کرمناک
کرمناک شدن
نظرات