کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کارمندی | کلماتور
معانی کلمه : کارمندی
تلفظ بین المللی :
/kɑrmˈandi/
تلفظ :
[kARm'andi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زیتون کارمندی
شرکت به کارمند
کاربندی
کارمند
گشت کارمزدی
با کارمند مجهز کردن و شدن
اعتصاب کارمندان
کارمند اتحادیه
کارمند اداره ثبت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کارمندی. [ م َ ] ( حامص مرکب )عمل کارمند. داشتن شغلی در دستگاهی. عضویت اداره.
فرهنگ فارسی
شغل کار مند عضویت اداره یا موسسهای .
کلمات مرتبط
زیتون کارمندی
شرکت به کارمند
کاربندی
کارمند
گشت کارمزدی
با کارمند مجهز کردن و شدن
اعتصاب کارمندان
کارمند اتحادیه
کارمند اداره ثبت
نظرات