Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کر شدن

تلفظ بین المللی : /kˈar ʃˈodan/ تلفظ :‌ [k'aR S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دچار کردن
  • دژم کردن
  • دک کردن
  • دکلمه کردن
  • دگر کردن
  • دگرگون کردن
  • دگرگونه کردن
  • دیدار کردن
  • دیدنی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کر شدن. [ ک َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) صمم. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). طرش. ( منتهی الارب ). اصمام. ( یادداشت مؤلف ). ناشنوا گردیدن. از دست دادن قوه شنوائی. زایل شدن حس سمع : برآمدیکی گرد و برشد خروش همه کر شدی مردم تیزهوش.فردوسی.چون چون و چرا خواستم و آیت محکم در عجز بپیچیدند این کور شد آن کر.ناصرخسرو.کر شود باطل از آواز حق کور کند چشم خطا را صواب.ناصرخسرو.رجوع به کر شود....

فرهنگ فارسی

صمم . طرش . ناشنوا گردیدن .از دست دادن قوه شنوائی

مترادف و متضاد

deafen (فعل)
کر شدن، کر کردن

کلمات مرتبط

  • دچار کردن
  • دژم کردن
  • دک کردن
  • دکلمه کردن
  • دگر کردن
  • دگرگون کردن
  • دگرگونه کردن
  • دیدار کردن
  • دیدنی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات