Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دچار کردن

تلفظ بین المللی : /dˈotʃɑr kˈardan/ تلفظ :‌ [d'otSAR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بسرنوشت شوم دچار کردن
  • مبتلا و دچار کردن
  • دچار تشنج کردن
  • دچار طاعون کردن
  • دچار علت کردن
  • دچار مانع کردن
  • دچار وسوسه کردن
  • دچار یرقان کردن
  • دچار اختلال مشاعر کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دچار کردن.[ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مبتلی کردن. گرفتار کردن.
- دچار خطا کردن ؛ به اشتباه انداختن.

فرهنگ فارسی

مبتلی کردن

مترادف و متضاد

trouble (فعل)اشفتن، عذاب دادن، مزاحم شدن، زحمت دادن، ازار دادن، دچار کردن، مصدع کسی شدن، رنجه کردنswamp (فعل)دچار کردن، مستغرق شدن، در باتلاق فرو بردنembroil (فعل)اشفته کردن، به نزاع انداختن، میانه برهم زدن، دچار کردن...

کلمات مرتبط

  • بسرنوشت شوم دچار کردن
  • مبتلا و دچار کردن
  • دچار تشنج کردن
  • دچار طاعون کردن
  • دچار علت کردن
  • دچار مانع کردن
  • دچار وسوسه کردن
  • دچار یرقان کردن
  • دچار اختلال مشاعر کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات