کدامین. [ ک ُ ] ( ص نسبی ، ضمیر ) از: کدام + ین ( پسوند ). کدام. کدام یک. ( یادداشت مؤلف ). از ادات پرسش است و تردید را رساند و همیشه مقدم بر اسم آید. کدامی. ( از فرهنگ فارسی معین ) : گشاده شود کار چون سخت بست کدامین بلند است نابوده پست.ابوشکور.کدامین پدر این چنین کار کردسزاوارم اکنون بگفتار سرد.فردوسی.بگو مر مرا تا که بودم پدرکیم من بتخم از کدامین گهر.فردوسی.کدامین پسند آیدش زین دو راه بفرمان رو...
فرهنگ عمید
= کدام: در صدر خواجه عرض کدامین جفا کنم / شرح نیازمندی خود یا ملال تو؟ (حافظ: ۸۱۶ ).
فرهنگ معین
(کُ ) از صفت های پرسشی به معنای کدام ، کدامیک .
فرهنگ فارسی
( صفت ) از ادات پرسش است و تردید را رساند کدامی کدام یک : [ در پیش شاه عرض کدامین جفا کنم شرح نیاز مندی خود یا مل تو ? ] ( حافظ ) توضیح : [ کدامین ] همیشه مقدم بر اسم آید .