معنی کلمه : کجواجی
لغت نامه دهخدا
کجواجی. [ ک َج ْ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی کجواج. کجی. معوجی. ناراستی :
ننمودن عیب اغنیا ازمال است
کجواجی شاخ را بود برگ پناه.و رجوع به کجواج شود.
ننمودن عیب اغنیا ازمال است
کجواجی شاخ را بود برگ پناه.و رجوع به کجواج شود.
