Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کجواج

تلفظ بین المللی : /kadʒvˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [kadZv'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کجواجی
  • کواجالین
  • کجوا
  • کجوار
  • کجوجان
  • کجوجانی
  • اب سنگ حلقوی کواجالین
  • فابیو کواجلیارلا
  • کاواجی توشییوشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کجواج. [ ک َج ْ ] ( ص مرکب ) بمعنی کج و نگون ، مرکب است از کلمه کج و لفظ واج که مبدل باز است بمعنی نگون. ( غیاث اللغات ). ظاهراً مرکّب است از کج و واج مبدل باز و برین تقدیربمعنی کج و معکوس باشد. ( آنندراج ). کج و معوج. ( ناظم الاطباء ). کج و کوله. ( یادداشت مؤلف ) : دهد سطر کجواج او در کتاب نشان از سیه مار پر پیچ و تاب.ملاطغرا ( از آنندراج ).از فلک مشکل ِ امّید کسی حل نشودچرخ چون راست کند کار به ...

فرهنگ عمید

کج و معوج، خمیده، ناراست.

فرهنگ معین

(کَ ) (ص مر. ) کج و معوج ، ناراست .

فرهنگ فارسی

کج ومعوج، خمیده، ناراست
( صفت ) کج و معوج نا راست : [ دهد سطر کجواج او در کتاب نشان از سیه مار پر پیچ و تاب ] . ( م طغرا در هجو میی جاهل )

کلمات مرتبط

  • کجواجی
  • کواجالین
  • کجوا
  • کجوار
  • کجوجان
  • کجوجانی
  • اب سنگ حلقوی کواجالین
  • فابیو کواجلیارلا
  • کاواجی توشییوشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات