معانی کلمه : کجواج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کج و معوج، خمیده، ناراست.
فرهنگ معین
(کَ ) (ص مر. ) کج و معوج ، ناراست .
فرهنگ فارسی
کج ومعوج، خمیده، ناراست
( صفت ) کج و معوج نا راست : [ دهد سطر کجواج او در کتاب نشان از سیه مار پر پیچ و تاب ] . ( م طغرا در هجو میی جاهل )
( صفت ) کج و معوج نا راست : [ دهد سطر کجواج او در کتاب نشان از سیه مار پر پیچ و تاب ] . ( م طغرا در هجو میی جاهل )
