معانی کلمه : کاکل صبح
لغت نامه دهخدا
کاکل صبح. [ ک ُ ل ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) فجر. ( ناظم الاطباء ).کنایه از اول صبح. ( آنندراج ). سپیده دم :
شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
این شانه سزاوار خم کاکل صبح است.
شور عجبی در چمن از بلبل صبح است
این شانه سزاوار خم کاکل صبح است.
فرهنگ فارسی
کنایه از اول صبح سپیده دم
