کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کانون پرمسافر
تلفظ بین المللی :
/kˈɑnuːn pormosˈɑfer/
تلفظ :
[k'Anu:n poRmos'AfeR]
پیمایش سریع
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
کانون پُرمسافر
کانون
کانون آتشفشانی
کانون اصلی
کانون بانوان
کانون بندر
کانون های آستیگماتی
کانون کاسگرینی
کانون عدسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگستان زبان و ادب
{major activity centre, MAC , activity centre area} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] محدوده ای که ویژگی آن حجم زیاد سفر با وسایل نقلیۀ عمومی و شخصی است
کلمات مرتبط
کانون پُرمسافر
کانون
کانون آتشفشانی
کانون اصلی
کانون بانوان
کانون بندر
کانون های آستیگماتی
کانون کاسگرینی
کانون عدسی
نظرات