کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کامگاری-یافتن | کلماتور
معانی کلمه : کامگاری یافتن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑmɡˈɑri jˈɑftan/
تلفظ :
[k'Amg'ARi j'Aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کامرانی یافتن
کامگاری
کامگاری دادن
کامگاری کردن
کامگاری گرفتن
کامکاری
کامگار
کامگار کردن
کامگار گشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کامگاری یافتن. [ ت َ] ( مص مرکب ) پیروزی یافتن. غلبه یافتن :
زهی بر خرد یافته کامگاری
زهی بر هنر یافته کامرانی.
فرخی.
ترا بند کردند تا دیو بر تو
نیابد دگر قدرت و کامگاری.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
پیروزی یافتن
کلمات مرتبط
کامرانی یافتن
کامگاری
کامگاری دادن
کامگاری کردن
کامگاری گرفتن
کامکاری
کامگار
کامگار کردن
کامگار گشتن
نظرات