Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کامگاری کردن

تلفظ بین المللی : /kˈɑmɡˈɑri kˈardan/ تلفظ :‌ [k'Amg'ARi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کامگار کردن
  • کامرانی کردن
  • کامگاری
  • کامگاری دادن
  • کامگاری گرفتن
  • کامگاری یافتن
  • کامکاری
  • کامگار
  • کامگار گشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کامگاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سروری کردن. مسلط شدن : خورشها فرستید و یاری کنیدنه بر ما همی کامگاری کنید.فردوسی.که پیش من آیند و خواری کنندبه من بر مگر، کامگاری کنند.فردوسی.اگر بخت یکباره یاری کندبرین طبع من کامگاری کند.فردوسی.به گردنکشان گفت یاری کنیدبرین دشمنان کامگاری کنید.فردوسی.زبان به که او کامداری کندچو کامش رسد، کامگاری کند.نظامی....

فرهنگ فارسی

سروری کردن مسلط شدن

کلمات مرتبط

  • کامگار کردن
  • کامرانی کردن
  • کامگاری
  • کامگاری دادن
  • کامگاری گرفتن
  • کامگاری یافتن
  • کامکاری
  • کامگار
  • کامگار گشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات