کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کامروا-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کامروا کردن
تلفظ بین المللی :
/kɑmrˈavɑ kˈardan/
تلفظ :
[kAmR'avA k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ترتیب کارها را معین کردن
کارها را تنظیم کردن
افراط و تفریط کردن در کارها
استان کاردنال کارو
کامروا
کامروا شدن
کامروا گشتن
سحر خیز باش تا کامروا شوی
کارروا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کامروا کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بهره مند و برخوردار کردن. پیروز و چیره ساختن. رجوع به کامروا و کامروا شدن و کامروا گشتن شود.
فرهنگ فارسی
بهره مند و برخوردار کردن
کلمات مرتبط
ترتیب کارها را معین کردن
کارها را تنظیم کردن
افراط و تفریط کردن در کارها
استان کاردنال کارو
کامروا
کامروا شدن
کامروا گشتن
سحر خیز باش تا کامروا شوی
کارروا
نظرات