Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کافه چی

تلفظ بین المللی : /kˈɑfeːtʃˌi/ تلفظ :‌ [k'Afe:tS,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چی کاره ای
  • کاسه کوزه ها یا کاسه کوزه ی چیزی را سر کسی شکستن
  • کاسه به چین ب
  • کاسه به چین بردن
  • اوبا کاگه چیکا
  • تپه کافر چیچک
  • لاک پشت نرم کاسه چینی
  • کافه
  • کافه تریا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کافه چی. [ ف ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: کافه + چی ) صاحب قهوه خانه. قهوه خانه دار.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) صاحب کافه متصدی قهوه خانه .

کلمات مرتبط

  • چی کاره ای
  • کاسه کوزه ها یا کاسه کوزه ی چیزی را سر کسی شکستن
  • کاسه به چین ب
  • کاسه به چین بردن
  • اوبا کاگه چیکا
  • تپه کافر چیچک
  • لاک پشت نرم کاسه چینی
  • کافه
  • کافه تریا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات