Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاروان زدن

تلفظ بین المللی : /kɑrˈevɑn zˈadan/ تلفظ :‌ [kAR'evAn z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کاروان
  • کاروان خانه
  • کاروان رو
  • کاروان زن
  • کاروان زنی
  • کاروان سالار
  • کاروان شادی
  • کاروان شتر
  • کاروان شکن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کاروان زدن. [ کارْ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) حمله دزدان به کاروان و غافلگیر کردن مسافران :
کاروانی زده شد کار گروهی سره شد.
لبیبی.
اگر سلطان دفع دزدان نکند به بازوی خود کاروان میزند. ( مجالس سعدی ص 21 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) حمله کردن دزدان و قاطعان طریق به کاروان : [ اگر سلطان دفع دزدان نکند ببازوی خود کاروان میزند ] . ( مجالس سعدی )
حمله دزدان به کاروان

کلمات مرتبط

  • کاروان
  • کاروان خانه
  • کاروان رو
  • کاروان زن
  • کاروان زنی
  • کاروان سالار
  • کاروان شادی
  • کاروان شتر
  • کاروان شکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات