Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کارنامه خوان

تلفظ بین المللی : /kɑrnˈɑmeː xˈɑn/ تلفظ :‌ [kARn'Ame: x'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بسطام خان کارخانه
  • خانه کارخانه قند
  • خانه کارخانه چی
  • کارنامه
  • کارنامه بلخ
  • کارنامه ٔ اردشیر
  • کارنامه بندار بیدخش
  • کارنامه اردشیر بابکان
  • کارنامه انوشیروان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کارنامه خوان. [ م َ / م ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) شاهنامه خوان. داستانسرا. || صفت کاراسی. رجوع به کاراسی شود :
قمری ز تو فارسی زبان گشت
کاراسی کارنامه خوان گشت.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

شاهنامه خوان داستانسرا، ( صفت ) کسی که کتابهای سر گذشت بزرگان را برای دیگران بخواند شاهنامه خوان : [ قمری ز تو فارسی زبان گشت کار اسی کار نامه خوان گشت ] . ( تحفه العراقین )

کلمات مرتبط

  • بسطام خان کارخانه
  • خانه کارخانه قند
  • خانه کارخانه چی
  • کارنامه
  • کارنامه بلخ
  • کارنامه ٔ اردشیر
  • کارنامه بندار بیدخش
  • کارنامه اردشیر بابکان
  • کارنامه انوشیروان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات