کاردانی. ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی شخص کاردان. عمل کاردان. زیرکی و وقوف و عقل و فراست. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کاردان شود: احمدبن عبدالصمد کدخدای خوارزمشاه در کاردانی و کفایت یار نداشت. ( تاریخ بیهقی ). این پادشاه او را بشناخته بکفایت کاردانی ، و شغل عرب و کفایت نیک و بد ایشان بگردن او کرده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 596 ).عجب داشتم از کاردانی و عقل شما که بحکم همسایگی تا این غایت از جانب ما التم...
فرهنگ عمید
١. کاردان بودن، دانندگی و بینایی در کار: بخت و دولت به کاردانی نیست / جز به تٲیید آسمانی نیست (سعدی: ۸۴ ). ۲. (اسم ) دورۀ تحصیلات دانشگاهی دوساله، فوق دیپلم.
فرهنگ معین
۱ - (حامص . ) دانندگی کار، شناسندگی کار. ۲ - اطلاع ، بصیرت . ۳ - (اِ. ) وزارت . ۴ - دورة تحصیلات دانشگاهی دو ساله یا اندکی بیش تر، فوق دیپلم .
فرهنگ فارسی
شخص کاردان عمل کاردان ۱ - دانند گی کار شناسند گی کار . ۲ - اطلاع بصیرت وقوف : [ بدان کار دانی و کار آگهی چو بنشست بر تخت شاهنشهی ... ) . ( نظامی ) ۳ - وزارت . ۴ - خدمتگزاری چاکری .
دانشنامه عمومی
کاردانی یا فوق دیپلم، به دوره ای از آموزش عالی گفته می شود که پیش نیاز آن، دیپلم متوسطه یا مدرک پیش دانشگاهی است. به کسی که این دوره را با موفقیت به پایان برساند، مدرک کاردانی اعطا می شود. تعداد واحدهای درسی دوره کاردانی بر حسب رشته، حداقل ۷۲ و حداکثر ۹۵ واحد و طول دوره معمولاً دو سال است. بر اساس مقررات آموزشی، سقف مجاز تحصیل این دوره سه سال تعیین شده است. گفتنی است این دوره معادل دوره کالج یا As...