Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کارتنه

تلفظ بین المللی : /kˈɑrtanˌeː/ تلفظ :‌ [k'ARtan,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کارتنه خورک
  • زمین کارانه
  • کارتن
  • کارتنک
  • کارتنگ شدن
  • کارته ره
  • کارته لیه
  • کارتیه
  • کارنه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کارتنه. [ ت َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) عنکبوت. ( ترجمان القرآن ). کارتن. کارتنک. ( برهان ). تنند. ( رودکی ص 1170 ). تننده. دیوپای. ( رودکی ص 1296 ). جولا. کره تن. کروتنه. ( برهان قاطع چ معین حاشیه لغت کارتنه ) : ز دام کارتنه چون مگس فرار کندفضای روزی او بسته راه پروازش.رکن بکرانی.|| در جهانگیری آمده که شملیز را گویند و آن را شنبلیت نیز خوانند و بتازی حلبه گویند. ( انجمن آرای ناصری ). شنبلید. شنبلیل...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - عنکبوت : [ زدام کار تنه چون مگس فرار کند فضای روزی او بسته راه پروازش ] . ( رکن بکرانی ) ۲ - نسج عنکبوت کار تنک .
عنکبوت دیو پای

مترادف و متضاد

spider (اسم)
عنکبوت، خون اشام، کارتنه، کارتنک

insect (اسم)
حشره، کرم خوراک، کرم ریز، کارتنه، جمنده

کلمات مرتبط

  • کارتنه خورک
  • زمین کارانه
  • کارتن
  • کارتنک
  • کارتنگ شدن
  • کارته ره
  • کارته لیه
  • کارتیه
  • کارنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات