کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کارازمایی | کلماتور
معانی کلمه : کارازمایی
تلفظ بین المللی :
/kˈɑrˈɑzmˈɑiː/
تلفظ :
[k'AR'Azm'Ai:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
کارآزمایی
کارآزمایی بالینی 1
کارآزمایی بالینی 2
کارآزمایی تصادفی شدۀ شاهددار
کارآزمایی درمانی
کارآزمایی میدانی
کارازمایی بالینی
کارازمایی تصادفی شدۀ شاهددار
کارازمایی درمانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
( کارآزمایی )
کارآزمایی. [ زْ / زِ ] ( حامص مرکب ) تجربه. ممارست. تمرین :
به کارآزمائی دلش تیز شد
در آن عزم رایش سبک خیز شد.
نظامی.
فرهنگ عمید
( کارآزمایی )
تجربه، تمرین.
فرهنگ معین
( کارآزمایی )
(زِ ) (حامص . ) تجربه ، آزمایش .
فرهنگ فارسی
( کار آزمایی )
تجربه تمرین آزمایش : [ بکار آزمایی دلش تیز شد در ان عزم رایش سبک خیز شد ] . ( نظامی )
فرهنگستان زبان و ادب
کارآزمایی
{trial} [علوم دارویی، علوم سلامت] مطالعۀ تجربی آینده نگر و تحلیلی مبتنی بر داده های اولیۀ جمع آوری شده از افراد یا گروه ها
کلمات مرتبط
کارآزمایی
کارآزمایی بالینی 1
کارآزمایی بالینی 2
کارآزمایی تصادفی شدۀ شاهددار
کارآزمایی درمانی
کارآزمایی میدانی
کارازمایی بالینی
کارازمایی تصادفی شدۀ شاهددار
کارازمایی درمانی
نظرات