کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کابولی
تلفظ بین المللی :
/kˈɑbuːlˌi/
تلفظ :
[k'Abu:l,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
شبکۀ تلویزیون کابلی درختی
اهرن کارولین
علی پرست کابلی
علی کابلی
قطار کابلی
کابلی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کابولی. ( ص نسبی ) منسوب به کابول. کابلی. || کابلی. کاولی. کولی. لولی. رجوع به لغت لولی شود :
یک سیه رو دیو کابولی زنی
گشت بر شهزاده ناگه رهزنی.
مثنوی.
کلمات مرتبط
ربیع کابلی
الفت کابلی مجتبی
سامانۀ تککابلی
شبکۀ تلویزیون کابلی درختی
اهرن کارولین
علی پرست کابلی
علی کابلی
قطار کابلی
کابلی
نظرات