Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کابلی

تلفظ بین المللی : /kˈɑbli/ تلفظ :‌ [k'Abli]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیدانشنامه اسلامی
  • کابلی بیگم
  • کابلی هرا
  • کابلی خوانساری یدالله
  • کابلی فرزانه
  • کابلی میرعابدین
  • کابلی والا
  • کابلی پلو
  • ربیع کابلی
  • الفت کابلی مجتبی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

کابلی . [ ب ُ ] (اِخ ) ابوالفضل فلکی . رجوع به فلکی شود.

کابلی . [ ب ُ ] (اِخ ) ضیاءالدین محمود. رجوع به ضیاءالدین محمودالکابلی (حکیم ) شود.

کابلی . [ ب ُ ] (اِخ ) برادر محمدخان قورجی . (تاریخ شاهی ص 326).

کابلی . [ ب ُ ] (ص نسبی ، ...

فرهنگ عمید

۱. از مردم کابل.
۲. تهیه شده در کابل: ز ترکان بسی در پس پشت اوی / یکی کابلی تیغ در مشت اوی (فردوسی: ۸/۴۵۳ ).
۳. [قدیمی] = کولی

دانشنامه آزاد فارسی

کابُلی (گویش)از گویش های فارسی که مردم کابل در افغانستان به آن سخن می گویند. این گویش در غزنه با تفاوت های جزیی به گوشی می رسد. صامت های کابلی همان صامت های فارسی هستند. تغییر و تبدیل آوایی: تبدیل /-e/ پایانی به /-a/ در nana «ننه/مادر»، نشانة جمع در کابلی عموماً -u است در: doxtoru «دختران»، مضاف قبل از مضاف الیه و موصوف قبل از صفت می آید و نشانه اش -e و در صورتی که آخر اسم مصوت باشد -y است. نشانة ...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به کابل ۲ - آنچه که وابسته و مربوط به کابل باشد یا در آنجا بدست آید . یا اهلیلج کابلی . هلیل. منسوب به کابل هلیله . یا تیغ کابل . تیغ ساخت. کابل : [ ز ترکان بسی در پس پشت اوی یکی کابلی تیغ در مشت اوی ] . یا خنجر کابلی خنجر ساخت. کابل : [ کنون چنبری گشت پشت یلی تابد همی خنجر کابلی ] . یا رقص کابلی . نوعی رقص منسوب به کابل . ۳ - از مردم کابل اهل کابل .منسوب به کابل اهلیلج کابلی دهی...

دانشنامه عمومی

کابلی صفتی نسبی برای باشندگان(ساکنان) شهر کابل یا کابلی تباران است.این صفت نام خانوادگی ای رایج در زبان فارسی است.ایرج کابلی، (۲۳ فروردین ۱۳۱۷) نویسنده، وزن شناس، مترجم ایرانی. متولد کرمان.فرزانه کابلی (۱۳۲۸ -) رقصنده و بازیگر تئاتر و سینمای ایران. متولد تهران.یدالله کابلی (۱۳۲۹ -) شکسته نویس و خوشنویس معاصر ایرانی. متولد خوانسار.نجیب کابلی، نماینده پارلمان افغانستان و رئیس تلویزیون امروزکابلی به ...

گویش مازنی

از نغمات موسیقی مراسمی که با سرنا و نقاره نواخته شود

/kaaboli/ از نغمات موسیقی مراسمی که با سرنا و نقاره نواخته شود

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کابلی (ابهام زدایی). کابلی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • ابوخالد کابلی، ابوخالد کابلی، وردان ملقب به کنکر، از رجال شیعی سده اول هجری قمری و از اصحاب امام سجاد (علیه السلام)•علامه حیدرقلی کابلی، از علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری• سید علی احمد حجت کابلی، از علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری• میرحاجی واعظ کابلی، از برجسته ترین روحانی جهادی افغانستان در قرن سیزدهم هجری• میرمع...

کلمات مرتبط

  • کابلی بیگم
  • کابلی هرا
  • کابلی خوانساری یدالله
  • کابلی فرزانه
  • کابلی میرعابدین
  • کابلی والا
  • کابلی پلو
  • ربیع کابلی
  • الفت کابلی مجتبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات