Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کابلی بیگم

تلفظ بین المللی : /kˈɑbli bˈejɡom/ تلفظ :‌ [k'Abli b'ejgom]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کابلی
  • کابلی هرا
  • کابلی خوانساری یدالله
  • کابلی فرزانه
  • کابلی میرعابدین
  • کابلی والا
  • کابلی پلو
  • ربیع کابلی
  • الفت کابلی مجتبی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کابلی بیگم. [ ب ُ گ ُ ] ( اِخ ) دختر میرزا الغ بیگ بن میرزا سلطان ابوسعید و منکوحه قنبرمیرزا کوکلتاش. ( از حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 380 ).

فرهنگ فارسی

دختر میرزا الغ بیگ

کلمات مرتبط

  • کابلی
  • کابلی هرا
  • کابلی خوانساری یدالله
  • کابلی فرزانه
  • کابلی میرعابدین
  • کابلی والا
  • کابلی پلو
  • ربیع کابلی
  • الفت کابلی مجتبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات