کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ژنگاری
تلفظ بین المللی :
/ʒenɡˈɑri/
تلفظ :
[Zeng'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ژنگار
ارایۀ ژنگانی
تراشۀ ژنگانی
ژنگارزده
آرایۀ ژنگانی
دیرین مردم نگاری
رایامردم نگاری
روزنامه نگاری
رگ نگاری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ژنگاری. [ ژَ ] ( ص نسبی ) زنگاری. برنگ زنگار. زنگ زده.
کلمات مرتبط
ژنگار
ارایۀ ژنگانی
تراشۀ ژنگانی
ژنگارزده
آرایۀ ژنگانی
دیرین مردم نگاری
رایامردم نگاری
روزنامه نگاری
رگ نگاری
نظرات