Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژنگار

تلفظ بین المللی : /ʒenɡˈɑr/ تلفظ :‌ [Zeng'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • ژنگارزده
  • ژنگاری
  • ژنگان
  • ژنگان بیان شده
  • ژنگان شناسی
  • ژنگان شناسی بیانی
  • ژنگان شناسی تغذیه ای
  • ژنگان شناسی تکاملی
  • ژنگان شناسی رفتاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

ژنگار. [ ژَ ] ( اِ ) زنجار. زنگار. زنگ. ژنگ. زنگی که در فلزات از اثر رطوبت و غیره پیدا شود. بعض فرهنگها ژنگار یا زنگار را بخصوص به رنگ سبز که بر فلز نشیند اطلاق کرده اند : بشستن بدین بِه و آب پاک وز او دور شد گرد و ژنگار و خاک.فردوسی.«هرگاه که صیقل بر آنجای نهی و صیقل زنی البته آن ژنگار از وی زائل گرداند... لاجرم سزای آن را ژنگار طبع و ختم بر آنجا نهاد». ( کتاب المعارف )....

فرهنگ عمید

زنگار#NAME?

= زنگار

کلمات مرتبط

  • ژنگارزده
  • ژنگاری
  • ژنگان
  • ژنگان بیان شده
  • ژنگان شناسی
  • ژنگان شناسی بیانی
  • ژنگان شناسی تغذیه ای
  • ژنگان شناسی تکاملی
  • ژنگان شناسی رفتاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات