کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ژنده-پوش | کلماتور
معانی کلمه : ژنده پوش
تلفظ بین المللی :
/ʒendˈeːpuʃ/
تلفظ :
[Zend'e:puS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پیل ژنده پوش
ادم ژنده پوش
ترانه ای برای یک پسر ژنده پوش
ماهی ژنده پوش
ژنده پوشی
ژندهپوش
ژنده
ژنده رزم
ژنده شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ژنده پوش. [ ژَ / ژِ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کهنه پوش. خرقه پوش. مُتَحشف : ز فرمان سر آزاده و ژنده پوش ز آواز بیغاره آسوده گوش .فردوسی.با عقل پای کوب که پیری است ژنده پوش بر فقر دست کش که عروسی است خوش لقا.خاقانی.پس بگفتی تاکنون بودی خدیوبنده گردی ژنده پوشی را بریو.مولوی.ز ویرانه عارفی ژنده پوش یکی را نباح سگ آمد به گوش.سعدی ( بوستان ).چندان بمان که جامه ازرق کند قبول بخت جوانت از فلک پیر ژنده پوش.حا...
فرهنگ عمید
۱. کسی که لباس کهنه و پاره بر تن داشته باشد، کهنه پوش.
۲. [قدیمی] خرقه پوش.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص فا. ) کهنه پوش .
فرهنگ فارسی
(ادبی) ویژگی کسیکه لباس ژنده میپوشد
( صفت ) آنکه لباس کهنه و فرسوده بر تن دارد کهنه پوش .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
پارهپوش، خرقهپوش، کهنهپوش
rags (اسم)ژنده پوش، ژندهtatters (اسم)ژنده پوش، ژندهragamuffin (اسم)ژنده پوش، ادم کثیف و بی سر و پاraggery (اسم)ژنده پوشtatterdemalion (اسم)ژنده پوش، ادم ژنده پوشshag-rag (اسم)ژنده پوشshake-rag (اسم)ژنده پوشclothed in rags (صفت)ژنده پوشtattered (صفت)ژنده پوش، رشته رشتهtag-rag (صفت)ژنده پوش...
کلمات مرتبط
پیل ژنده پوش
ادم ژنده پوش
ترانه ای برای یک پسر ژنده پوش
ماهی ژنده پوش
ژنده پوشی
ژندهپوش
ژنده
ژنده رزم
ژنده شدن
نظرات