کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ژفت
تلفظ بین المللی :
/ʒˈaft/
تلفظ :
[Z'aft]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ژفته
ژت
ژتا
ژتون
ژتون را نقد کردن
ژرترویدن برگ
ژست
ژست گرفتن
ژستی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ژفت .
[ ژُ ] (ص ) بخیل و ممسک
:
با او چگونه گشت زبان ژفت یا جواد
با او چگونه رفت فلک نرم یا درشت .
؟ (از شعوری ).
ژفت . [ ژَ ] (ص ) تناور. (آنندراج ). فربه . || لاغر. (آنندراج ). نحیف (از لغات اضداد است ) : برو بزیر رکابش چو اسب تازی چست مباش در ره حکمش چو گاو کاهل ژفت .؟ (از شعوری )....
فرهنگ فارسی
بخیل و ممسک .
کلمات مرتبط
ژفته
ژت
ژتا
ژتون
ژتون را نقد کردن
ژرترویدن برگ
ژست
ژست گرفتن
ژستی
نظرات