معانی کلمه : ژست
لغت نامه دهخدا
ژست. [ ژِ ] ( فرانسوی ، اِ ) حرکت و جنبش تن عموماً و دست خصوصاً گاه سخن گفتن و اشاره. حالت و حرکت یا حرکات خاص که به دست یا سر یا تن دهند.
فرهنگ عمید
۱. وضع بدن و حرکات اندام شخص.
۲. [مجاز] حرکت و رفتاری که شخص با آن مقصود و احساس خود را بیان می کند.
۲. [مجاز] حرکت و رفتاری که شخص با آن مقصود و احساس خود را بیان می کند.
فرهنگ معین
(ژِ ) [ فر. ] (اِ. ) وضع ، رفتار و حرکات شخص .
فرهنگ فارسی
حرکت دستها و سر و صورت، ادا
وضع رفتاروحرکات ش ص، وضع بدن وحرکات اندام
( اسم ) طرز حرکت و اعمال شخص .
( اسم ) طرز حرکت و اعمال شخص .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
ادا، اطوار، حرکات، قیافه
