کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چیزهای متفرقه
تلفظ بین المللی :
/tʃizhˈɑje mˌotefarrˈeq1eː/
تلفظ :
[tSizh'Aje m,otefaRR'eq1e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چیزهای بی اهمیت
چیزهای درهم پیچیده
چیزهای دست و پا گیر
چیزهای کم بها
چیزهای کناری یا ثانوی
چیزهای گذشته
چیزهای عجیب
چیزهای تیز
چیزهای خوبی که از دست دادم
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
oddment
(اسم)
تکه و پاره، چیزهای متفرقه، چیز باقی مانده
oddments
(اسم)
چیزهای متفرقه، چیز باقی مانده
کلمات مرتبط
چیزهای بی اهمیت
چیزهای درهم پیچیده
چیزهای دست و پا گیر
چیزهای کم بها
چیزهای کناری یا ثانوی
چیزهای گذشته
چیزهای عجیب
چیزهای تیز
چیزهای خوبی که از دست دادم
نظرات