کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چیزهای دست و پا گیر
تلفظ بین المللی :
/tʃizhˈɑje dˈast vˈa pˈɑ ɡˈir/
تلفظ :
[tSizh'Aje d'ast v'a p'A g'iR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چیزهای خوبی که از دست دادم
چیزهایی که در اتش از دست دادیم
با دست پی چیزی گشتن
حالت چیزی به کسی دست دادن
دست از کاری یا چیزی کشیدن یا برداشتن
دست کسی امدن چیزی
ارتی شاو زمان چیزی است که به دست اورده ای
چیزی برای از دست دادن نیست
با دقت روی چیزی کار کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
impedimenta
(اسم)
توشه سفر، بنه سفر، اسباب تاخیر حرکت، موانع قانونی، چیزهای دست و پا گیر
کلمات مرتبط
چیزهای خوبی که از دست دادم
چیزهایی که در اتش از دست دادیم
با دست پی چیزی گشتن
حالت چیزی به کسی دست دادن
دست از کاری یا چیزی کشیدن یا برداشتن
دست کسی امدن چیزی
ارتی شاو زمان چیزی است که به دست اورده ای
چیزی برای از دست دادن نیست
با دقت روی چیزی کار کردن
نظرات