کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چیز در هم پیچیده
تلفظ بین المللی :
/tʃˈiz dˈar hˈam pitʃˈideː/
تلفظ :
[tS'iz d'aR h'am pitS'ide:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چیز درهم ریخته
چیز درهم و برهم
خوراک همه چیز درهم
چهار چوپ در و هر چیز دیگری
در اب یا چیز دیگری فرو بردن
دروغ در چیز جزئی
سیزده گفتگو در مورد یک چیز
همه چیز در مورد مصطفی
همه چیز در مورد پسر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
ravel
(اسم)
دام بلا، چیز در هم پیچیده، نخ گوریده، گوریدگی، شانه مخصوص جدا کردن تارهای نخ، از هم جدا کردن الیاف
کلمات مرتبط
چیز درهم ریخته
چیز درهم و برهم
خوراک همه چیز درهم
چهار چوپ در و هر چیز دیگری
در اب یا چیز دیگری فرو بردن
دروغ در چیز جزئی
سیزده گفتگو در مورد یک چیز
همه چیز در مورد مصطفی
همه چیز در مورد پسر
نظرات