معنی کلمه : در اب یا چیز دیگری فرو بردن
مترادف و متضاد
douse (فعل)
خیس کردن، روی چیزی آب ریختن، میل زدن، گمانه زدن، در اب یا چیز دیگری فرو بردن
کلمات مرتبط
- کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
- حباب هوا در اب یا شیشه
- گوژی یا کاوی سطح اب در لوله
- اب به غربال پیمودن یا اب در هاون کوبیدن یا سودن
- اب در دهان کسی خشکیدن یا خشک شدن
- اب در لانه ی یا خوابگاه یا خوابگه کسی ریختن
- اب در یا توی یا گوش کسی کردن
- اب شدن و به یا در زمین فرورفتن
- اگر اب در یا به دست داری زمین بگذار و
