Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چیز خواننده

تلفظ بین المللی : /tʃˈiz xˈɑnandˌe/ تلفظ :‌ [tS'iz x'Anand,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چیزخواننده
  • چین خوابیده
  • الرحمان یا الرحمن چیزی را خواندن
  • فاتحه ی کسی یا چیزی را خواندن
  • چیز
  • چیز ابکی
  • چیز استفاده نشده
  • چیز اشغال و ناچیز
  • چیز اشفته و نامرتب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چیزخواننده. [ خوا / خا ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) که خواندن تواند. باسواد. دبیر. دانشمند ج ، چیزخوانندگان : بیاریم پیران داننده راشکیبادل و چیزخواننده را.فردوسی.سدیگر هرآن کس که داننده بودنویسنده و چیزخواننده بود.فردوسی.چنین داد پاسخ که نزد تو من نیایم مگر با یکی انجمن.که باشند پیش تو دانندگان جهاندیده و چیزخوانندگان.فردوسی....

فرهنگ فارسی

که خواندن تواند . با سواد . دبیر . دانشمند .

کلمات مرتبط

  • چیزخواننده
  • چین خوابیده
  • الرحمان یا الرحمن چیزی را خواندن
  • فاتحه ی کسی یا چیزی را خواندن
  • چیز
  • چیز ابکی
  • چیز استفاده نشده
  • چیز اشغال و ناچیز
  • چیز اشفته و نامرتب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات