Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چکله

تلفظ بین المللی : /tʃˈakleː/ تلفظ :‌ [tS'akle:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • چکله هکاردن
  • آغوز چکله
  • اغوز چکله
  • هاشم چکله
  • سراب چکه
  • سراب چکه بالا
  • سیاه چاله
  • کمان چوله
  • کِرم چاله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

چکله . [ چ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) نام مرغی شکاری . (ناظم الاطباء).

چکله . [ چ َ ل َ / ل ِ ] (اِ) مطلق آنچه از جایی بچکد. (برهان ). هر چه از جایی بیفتد. (ناظم الاطباء). || قطره و چکیدن را نیز گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). چک و چکره و چکه . چیکلَه . (در لهجه ٔ روستائیان فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ). و رجوع به چک و...

فرهنگ عمید

چکه٢#NAME?

=چکه٢

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - قطر. آب رشحه . ۲ - حباب کف آب .

گویش مازنی

۱بی سر و پا ۲حبه – یک حبه سیر

مغز گردویی که کامل و بدون آنکه خرد شود،بیرون آید

/chekele/ بی سر و پا - حبه – یک حبه سیر & مغز گردویی که کامل و بدون آنکه خرد شود، بیرون آید

کلمات مرتبط

  • چکله هکاردن
  • آغوز چکله
  • اغوز چکله
  • هاشم چکله
  • سراب چکه
  • سراب چکه بالا
  • سیاه چاله
  • کمان چوله
  • کِرم چاله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات