چوخیدن. [ دَ ] ( مص ) چخیدن. ( جهانگیری ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). ستیزه کردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). و این تبدیل چخیدن است. ( آنندراج ). رجوع به چخیدن و نیز رجوع به چغیدن شود. || کوشیدن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). || لغزیدن را گویند و آنرا تنکوخیدن نیز گفته اند. ( جهانگیری ). لغزیدن و بسر درآمدن و افتادن باشد خواه انسان و خواه حیوان دیگر. ( برهان...
فرهنگ عمید
۱. لغزیدن و افتادن، به سر درآمدن. ۲. =چخیدن
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل . ) لغزیدن ، به سر درآمدن و افتادن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( چخید چخد خواهد چخید بچخ چخنده چخیده ) ۱- کوشیدن سعی کردن .۲- ستیزه کردن . ۳- دم زدن . چخیدن ٠ ستیزه کردن ٠ یا کوشیدن ٠ یا لغزیدن را گویند و آنرا تنکوخیدن نیز گفته اند ٠