Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چوبک زدن

تلفظ بین المللی : /tʃˈuːbak zˈadan/ تلفظ :‌ [tS'u:bak z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غوک چوب زدن
  • با چوب بیلیارد زدن
  • با چوب زدن
  • با چوب پهن کتک زدن
  • چوب بست زدن
  • چوب خط زدن
  • چوب زدن
  • کتک زدن شخصی با چوب تا سر حد مرگ
  • همه را به یا با یک چوب زدن یا راندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چوبک زدن. [ ب َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طبل زدن. نواختن طبل. نواختن چوب بر تخته. عمل پاسبانان شبگرد در بیدار ساختن پاسبانان با نواختن چوبی به چوب دیگر :
ناهید زخمه زن گه چوبک زدن به شب
چابک زن خراجی چوبک زنان اوست.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

طبل زدن . نواختن طبل . نواختن چوب بر تخته . عمل پاسبانان شبگرد در بیدار ساختن پاسبانان با نواختن چوبی به چوب دیگر .

کلمات مرتبط

  • غوک چوب زدن
  • با چوب بیلیارد زدن
  • با چوب زدن
  • با چوب پهن کتک زدن
  • چوب بست زدن
  • چوب خط زدن
  • چوب زدن
  • کتک زدن شخصی با چوب تا سر حد مرگ
  • همه را به یا با یک چوب زدن یا راندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات