Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهار قد

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑhɑr q1ˈad/ تلفظ :‌ [tS'AhAR q1'ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چهار قد ایستادن
  • ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
  • پیمان چهار قدرت
  • چهار قدرت بزرگ
  • چهار قدم در ابرها
  • چهارقد
  • چهارقد ایستادن
  • ژان چهاردهم
  • شارل چهاردهم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهارقد. [ چ َ / چ ِ ق َ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از چهار ( عدد ) + قد، درازی و طول چیزی ) به معنی چهارلا، خاصه در پارچه. || راست و به اندام. || ( اِ مرکب ) اصطلاحاً سرپوش و سرانداز زنان.پارچه چهارگوش که زنان دوتو و بر سر کنند. آنچه زنان بر سر بندند. روسری. سربند. رجوع به چارقد شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی از لباس پادشاهان و امرا: (( دامن آلوده مکن چارقب هستی را جام. عاریه را پاک نگه باید داشت . ) ) ( شفیع اثر ) توضیح این کلمه را مولف غیاث ترکی دانسته ولی در فرهنگ نظام (( قب ) ) عربی ( پاره های درون جیب پیراهن ) محسوب شده و همین صحیح مینماید. برخی (( چارقد ) ) را محرف همین کلمه دانند.بمعنی چهار لا خاصه در پارچه . یا راست و به اندام . یا اصطلاحا سرپوش و سرانداز زنان روسری ....

کلمات مرتبط

  • چهار قد ایستادن
  • ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
  • پیمان چهار قدرت
  • چهار قدرت بزرگ
  • چهار قدم در ابرها
  • چهارقد
  • چهارقد ایستادن
  • ژان چهاردهم
  • شارل چهاردهم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات