Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ چهارقد

تلفظ بین المللی : /tʃahˈɑrq1ad/ تلفظ :‌ [tSah'ARq1ad]
لغت نامه دهخدا
  • چهارقد ایستادن
  • ژان چهاردهم
  • شارل چهاردهم
  • سرحد چهاردانگه
  • صد و چهارده عقد
  • بطلمیوس چهاردهم
  • لوئی چهاردهم
  • بندیکتوس چهاردهم
  • با چارقد پوشاندن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

چهارقد. [ چ َ / چ ِ ق َ ] (ص مرکب ) (مرکب از چهار (عدد) + قد، درازی و طول چیزی ) به معنی چهارلا، خاصه در پارچه . || راست و به اندام . || (اِ مرکب ) اصطلاحاً سرپوش و سرانداز زنان .پارچه ٔ چهارگوش که زنان دوتو و بر سر کنند. آنچه زنان بر سر بندند. روسری . سربند. رجوع به چارقد شود.


کلمات مرتبط

  • چهارقد ایستادن
  • ژان چهاردهم
  • شارل چهاردهم
  • سرحد چهاردانگه
  • صد و چهارده عقد
  • بطلمیوس چهاردهم
  • لوئی چهاردهم
  • بندیکتوس چهاردهم
  • با چارقد پوشاندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات