Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چمنده

تلفظ بین المللی : /tʃamˈandeː/ تلفظ :‌ [tSam'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • خال چمنده
  • گویچۀ سفید چندهسته ای
  • چشنده
  • چندهمسر گزینی
  • چخنده
  • چرنده
  • چمیده
  • چکنده
  • تودغدۀ چندهورمونی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چمنده. [ چ َ م َ دَ / دِ ] ( نف ) خرامنده. ( شرفنامه منیری ). خرامنده و از روی ناز رونده. ( ناظم الاطباء ). چمان. خرامان : هیچ چمنده و رمنده از آن شربتی تناول نکرد. ( از ترجمه محاسن اصفهان ص 39 ). || صفت اسب یا هر مرکب خوشرفتار : فرودآمدند از چمنده ستورشکسته دل و چشمها گشته کور.دقیقی.ز اسب چمنده فرودآمدندگو و پیر هر دو پیاده شدند.دقیقی.چو نیمی ز هفتم شب اندرگذشت چمنده یکی اسب دیدم به دشت.فردوسی.رج...

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که به ناز و خرام راه می رود، خرامنده.

فرهنگ معین

(چَ مَ دِ ) (ص فا. ) خرامنده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که بناز راه رود خرامنده .

کلمات مرتبط

  • خال چمنده
  • گویچۀ سفید چندهسته ای
  • چشنده
  • چندهمسر گزینی
  • چخنده
  • چرنده
  • چمیده
  • چکنده
  • تودغدۀ چندهورمونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات