معانی کلمه : چمبه
دانشنامه عمومی
به آدم لاغر شکمو گفته می شود
گویش مازنی
چاق – فربه – خیلی چاق
۱پارچه ی کهنه ای که بعد از پر کردن تفنگ سر پر در لوله و روی ...
/chembe/ پارچه ی کهنه ای که بعد از پر کردن تفنگ سر پر در لوله و روی ماده ی منفجره گذارند سینه ی تفنگ - زور فشار & چاق – فربه – خیلی چاق
واژه نامه بختیاریکا
( چُمبَه ) پرت؛ دورافتاده؛ دنج؛ گوشه نشین
