Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چمباتمه زدن

تلفظ بین المللی : /tʃombˈɑtme zˈadan/ تلفظ :‌ [tSomb'Atme z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • در حال چمباتمه زدن
  • چنباتمه زدن
  • چاتمه زدن
  • چمباتمه
  • چمباتمه زن
  • چمباتمه نشستن
  • توالت چمباتمه ای
  • محل چمباتمه زنی
  • تدفین چمباتمه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چمباتمه زدن. [ چ ُم َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چُنْدَک زدن. سرپا نشستن. پس زانو نشستن. به چک نشستن. زانو در بغل گرفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چندک زدن سرپا نشستن پس زانو نشستن .
سر پا نشستن . چمباتمه زدن

مترادف و متضاد

ruck (فعل)
توده کردن، چمباتمه زدن

squat (فعل)
چندک زدن، قوز کردن، چمباتمه زدن، چمباتمه نشستن، چنباتمه زدن

کلمات مرتبط

  • در حال چمباتمه زدن
  • چنباتمه زدن
  • چاتمه زدن
  • چمباتمه
  • چمباتمه زن
  • چمباتمه نشستن
  • توالت چمباتمه ای
  • محل چمباتمه زنی
  • تدفین چمباتمه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات