معانی کلمه : چلانیدن
لغت نامه دهخدا
چلانیدن. [ چ َ دَ ] ( مص ) فشار دادن و منضغط کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چلاندن شود.
فرهنگ معین
(چَ دَ ) (مص م . ) فشار دادن ، عصاره گرفتن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( چلانید چلاند خواهد چلانید بچلان چلاننده جلانیده ) فشار دادن منضغط کردن عصاره گرفتن .
