Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چرکچی

تلفظ بین المللی : /tʃˈerktʃi/ تلفظ :‌ [tS'eRktSi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چرکچی باشی
  • چرکچی خانه
  • بثورات چرکی پوست
  • تانک چرچیل
  • چرخچی
  • چرکی
  • چرکین کردن
  • چرکینی
  • زخم چرکی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چرکچی. [ چ ُ رَ ] ( ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) نانوا. آنکه شغل نانوایی دارد. رجوع به چرک و چرکچی باشی و چرکچی خانه شود.

فرهنگ فارسی

نانوا به ترکی . آنکه شغل نانوایی دارد .

کلمات مرتبط

  • چرکچی باشی
  • چرکچی خانه
  • بثورات چرکی پوست
  • تانک چرچیل
  • چرخچی
  • چرکی
  • چرکین کردن
  • چرکینی
  • زخم چرکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات