Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چرخچی باشی

تلفظ بین المللی : /tʃˈarxtʃi bˈɑʃi/ تلفظ :‌ [tS'aRxtSi b'ASi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • چرکچی باشی
  • چراغچی باشی
  • چرخچی
  • چرخچی محله
  • زمین لغزۀ چرخشی
  • شارش چرخشی
  • سفر چرخشی
  • طیف شناسی ارتعاشی ـ چرخشی
  • طیف شناسی چرخشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چرخچی باشی. [ چ َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) رئیس چرخچیان. فرمانده و بزرگ چرخچی ها. آنکه مقدمةالجیش لشکر زیر فرمان او بوده است. عنوانی که در قدیم رئیس پیشقراولان لشکر داشته است : عالیجاهان علی مردانخان بختیاری و اسماعیل خان فیلی را چرخچی باشی و مقدمةالجیش لشکر ظفراثر مقرر... ( تاریخ زندیه ). || فرمانده توپچیان. رئیس توپچی ها. رجوع به چرخچی شود.

فرهنگ عمید

در دورۀ صفویه، فرماندهِ چرخچیان.

فرهنگ فارسی

رئیس چرخچیان ٠ فرمانده و بزرگ چرخچی ها ٠ آنکه مقدمه الجیش لشکر زیر فرمان او بوده است ٠

کلمات مرتبط

  • چرکچی باشی
  • چراغچی باشی
  • چرخچی
  • چرخچی محله
  • زمین لغزۀ چرخشی
  • شارش چرخشی
  • سفر چرخشی
  • طیف شناسی ارتعاشی ـ چرخشی
  • طیف شناسی چرخشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات