معانی کلمه : چای صاف کن
لغت نامه دهخدا
چای صاف کن. [ ک ُ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) چای صافی. صاف کننده چای. آلت مخصوص صاف کردن چای. رجوع به چای صافی شود.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) آلتی که بدان ریزه های چای را از مایع آن خارج کنند.
چای صافی صاف کنند. چای ٠ آلت مخصوص صاف کردن چای ٠
چای صافی صاف کنند. چای ٠ آلت مخصوص صاف کردن چای ٠
