معانی کلمه : چای کار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کسی که کارش کشت وزرع چای است، چای کارنده، کشت کنندۀ چای.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:کاشف السلطنه، محمدمیرزا قوانلو (تربت حیدریه ۱۲۴۴ـ بوشهر ۱۳۰۷ش)
wikijoo: چایکار
فرهنگ فارسی
چای کارنده ٠ کارند. چای ٠ کشت کنند. چای ٠ زارع چای ٠
