معنی کلمه : چارفصل
لغت نامه دهخدا
چارفصل. [ ف َ ] ( اِ مرکب ) چهارفصل. چارموسم. چارهنگام. چارفصل سال. بهار و تابستان و پائیز و زمستان. ربیع و صیف و خریف و شتاء :
در چنین فصل تا بخانه شاه
داشته طبع چارفصل نگاه.آنچه مقصود شد در این پیکار
چارفصل است به ز فصل بهار.
در چنین فصل تا بخانه شاه
داشته طبع چارفصل نگاه.آنچه مقصود شد در این پیکار
چارفصل است به ز فصل بهار.
