معانی کلمه : پیشنهاد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. طرح، نقشه، و آنچه به فکر کسی برسد و برای رسیدگی به نظر شخص دیگر برساند که پس از تصویب و موافقت وی اجرا شود.
۲. نامه ای که خریدار، فروشنده، پیمانکار، یا داوطلب کاری به کس دیگر یا به مؤسسه یا اداره ای بنویسد و آمادگی و شرایط خود را برای آن معامله یا عهده دار شدن آن کار اعلام کند.
۲. نامه ای که خریدار، فروشنده، پیمانکار، یا داوطلب کاری به کس دیگر یا به مؤسسه یا اداره ای بنویسد و آمادگی و شرایط خود را برای آن معامله یا عهده دار شدن آن کار اعلام کند.
فرهنگ معین
(نَ یا نِ ) (اِمر. ) اندیشه یا طرحی که کسی مطرح می کند تا دیگران نیک یا بد بودنش را تأیید کنند.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نظر دادن
مترادف و متضاد
اعلام، توصیه، طرح
آهنگ، اراده، غرض، قصد، مراد، مقصود، منظور
۱. اعلام، توصیه، طرح
۲. آهنگ، اراده، غرض، قصد، مراد، مقصود، منظور
