Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیسه شدن

تلفظ بین المللی : /pijˈeseː ʃˈodan/ تلفظ :‌ [pij'ese: S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سخت شدن یا پینه کردن پوست
  • پوسه پوسه شدن
  • پیس شدن
  • پیشه ور شدن
  • پیسه
  • پیسَه
  • پیسه ابلق
  • پیسه بپیس
  • پیسه خک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیسه شدن. [ س َ / س ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اَبلق و دورنگ شدن. ابلق گردیدن. پیس شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دو رنگ شدن ابلق گشتن .

کلمات مرتبط

  • سخت شدن یا پینه کردن پوست
  • پوسه پوسه شدن
  • پیس شدن
  • پیشه ور شدن
  • پیسه
  • پیسَه
  • پیسه ابلق
  • پیسه بپیس
  • پیسه خک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات